استادان تازه کار مشکل معیشتی دارند

متن مصاحبه دکتر امامی، رئیس هیأت مدیره کانون صنفی استادان دانشگاه علم وصنعت با پایگاه خبری قدس آنلاین

قدس/ جامعه حرفه ای/ اعظم طیرانی: بیش از یک دهه از فعالیت کانون‌های صنفی دانشگاه‌های کشور می‌گذرد.این کانون‌ها به منظور ایجاد فضایی برای ارتباط، هم انديشي، مشارکت و استفاده بهینه از نظرهای اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها و مؤسسه‌های آموزش عالی و پژوهشی دولتی و غیر دولتی در راستاي اهداف علمی، فرهنگی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران و حفظ کرامت و حقوق مادی و معنوی دانشگاهیان تشکیل شده است.

 

هدف کانون‌های صنفی اعضای هیأت علمی دانشگاه، تعالی نظام علمي دانشگاه در کشور است که توجه به آموزه‌های دینی و قانون اساسی و ارزش‌های تعیین شده در اسناد بالا دستی،  هنجارهای فرهنگی و اجتماعی، روحیه کار جمعی، ایجاد انگیزه و عزم لازم برای تحقق اهداف علمی، فرهنگی و اجتماعي و همچنین حفظ کرامت و حقوق اعضای هیأت علمی دانشگاه‌هاست. این مهم را بهانه ای برای گفت وگو با دکتر سید جواد امامی، رئیس هیأت مدیره کانون صنفی استادان دانشگاه علم وصنعت قرار دادیم تا برنامه‌های پیش روی کانون‌های صنفی اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها را از زبان ایشان بشنویم .

آقای دکتر! کار کانون‌های صنفی در دانشگاه‌ها چیست ؟
بیش از یک دهه است در دانشگاه‌ها
کانون هایی با عنوان انجمن‌های صنفی یا جمعیت صنفی شکل گرفته و در زمینه‌های رشد و ارتقای وضعیت صنفی، بهبود وضعیت رفاهی، معیشتی و دفاع از حقوق فردی اعضای هیأت علمی فعالیت دارد. همچنین کانون‌های صنفی دانشگاه‌ها می‌کوشند با حفظ شأن و جایگاه اعضای هیأت علمی در جامعه و اعتمادی که مردم به این قشر دارند، بر نظام‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی تأثیرگذار باشند.

کانون‌های صنفی برای حفظ منزلت اجتماعی استادان چه وظیفه ای برعهده دارند؟
مهم‌ترین نقش کانون‌های صنفی استادان دانشگاه، انعکاس جایگاه اعضای هیأت علمی و استادان به بخش‌های مختلف و نهادهای اجتماعی است تا در سایه این ارتباط زمینه ورود استادان به عنوان افراد صاحب نظر در مناسبات و تقسیم سازی‌های مختلف اجتماعی فراهم شود. البته این ارتباط باید سال‌ها پیش در کشور شکل می‌گرفت تا اکنون شاهد نتایج آن بودیم. با این حال هنوز هم این تعامل بسیار کند پیش می‌رود و رضایت بخش نیست.

مشکلات صنفی استادان در چند گروه قابل بررسی است؟
به اعتقاد من، مهم‌ترین مشکل صنفی استادان دانشگاه، تبیین نشدن جایگاه آن‌ها به عنوان شؤون برتر اجتماعی و مورد اعتماد جامعه است؛ زیرا آن گونه که شایسته است، بویژه از سوی دستگاه‌های مسؤول، نظام‌های سیاسی و تصمیم گیری برای حل مشکلات جامعه، شأن استادان رعایت نمی شود؛ چرا که نگاه برخی از بخش‌ها به جامعه دانشگاهی نگاه تابع و پیرو بودن است، در حالی که دانشگاه محیط عقلانیت و تضارب آراست و ذات یک محیط علمی اقتضا می‌کند با کنجکاوی و طرح پرسش، موضوع‌ها را بررسی کند، اما متأسفانه درک این نظام هنوز آن گونه که باید صورت نگرفته است، بویژه در بخش استادان علوم جدید و علوم انسانی این نگاه بیشتر سنگینی می‌کند و زمینه لازم برای انگیزش و تلاش بیشتر استادان را از بین می‌برد.
در پایان این حلقه، مسایل شغلی و رفاهی استادان مطرح می‌شود. در مقایسه با 10سال گذشته قدرت خرید افراد با توجه به افزایش نرخ تورم بیش از 30 درصد کاهش یافته، اما اعضای هیأت علمی افزایش دریافتی نداشته اند و بیشتر آنان بویژه استادان تازه کار معیشت پر تنگنایی دارند که این متناسب با شأن و جایگاه علمی آن‌ها نیست. بنابراین با توجه به اینکه باید اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها زمینه و فضای لازم برای تفکر داشته باشند، شایسته است تمهیداتی برای جبران بخشی از مشکلات معیشتی آن‌ها اندیشیده شود تا با طیب خاطر به مطالعه، تحقیق وپژوهش بپردازند.

به نظر شما تاکنون مشکلات صنفی چقدر بر روی کیفیت تدریس استادان دانشگاه تأثیرگذار بوده است؟
به اعتقاد من، در بیشتر دانشگاه‌ها بویژه دانشگاه‌های بزرگ به رغم وجود این مشکلات و تنگناها، اعضای هیأت علمی ایثارگرانه می‌کوشند مسؤولیت خود را به بهترین نحو انجام دهند و هر ساله شاهد شکوفایی علمی،  پژوهشی و افزایش انگیزه آن‌ها بوده‌ایم. چرا که این قشر در افقی آرمانی به مسؤولیت‌های خود نگاه می‌کنند و در این زمینه حاضر به کوتاهی نیستند، اما هنگامی که استادی برای حفظ معیشت خانواده خود ناچار باشد در دانشگاه‌های مختلف تدریس کند، به طور حتم از پژوهش و قابلیت هایی که می‌تواند در رفع مشکلات اساسی کشور تأثیرگذار باشد، باز خواهد ماند.
بنابر این شایسته است نگاه حاکمیت به اعضای هیأت علمی و استادان دانشگاه، نگاه به قطب‌های بنیادی و اصولی حل مشکلات کشور باشد، چرا که آن‌ها سرمایه‌های عظیمی هستند که اگر مورد بی توجهی قرار گیرند، مشکلات در حوزه‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی باقی خواهد ماند و برای رفع آن هزینه‌های زیاد و غیر قابل جبرانی به جامعه تحمیل خواهد شد.
جایگاه اجتماعی استادان دانشگاه در مقایسه با برخی از گروه‌های حرفه ای مثل ورزشکاران و هنرمندان چقدر رعایت می‌شود؟
طبق نظر سنجی‌های عمومی انجام شده طی سال 87 یا 88 در کشور، استادان دانشگاه با رتبه 83 بالاترین جایگاه اعتماد اجتماعی را کسب کرده بودند و این نشان می‌دهد، جامعه برای استادان دانشگاه شأن وجایگاه قابل قبولی قایل است، اما در بخش‌های تصمیم سازی اهمیت و بایستگی لازم شکل نگرفته و متأسفانه به استادان دانشگاه آن گونه که باید، پرداخته نمی شود، در حالی که احترام به حفظ جایگاه استادان، احترام به جایگاه علم است و اگر جامعه ای به استادان خود بها بدهد، این بها دادن به بخش‌های مختلف تسری پیدا می‌کند و به عنوان یک ارزش، متضمن حفظ وجایگاه سایر اقشار جامعه نیز می‌شود.

در تصمیم گیری‌ها چقدر از دیدگاه‌های استادان دانشگاه برای رفع معضلات اجتماعی استفاده می‌کنند و چقدر به نظر آن‌ها اهمیت داده می‌شود؟
 همان طور که گفتم، این مهم بندرت اتفاق می‌افتد و یکی از مشکلات وتنگناهای موجود است که باید مورد توجه کانون‌های صنفی قرار گیرد .کانون‌های صنفی باید این مهم را وجه همت خود قرار دهند تا شأن وجایگاه استادان به گونه ای مطرح شود که ناخودآگاه از سوی جامعه مورد تقاضا قرار گیرد و بخش‌های مختلف تصمیم گیری، تصمیم سازی و حاکمیتی با اشتیاق به سمت دانشگاه‌ها و استادان برای حل مشکلات کشور هدایت شوند.  متأسفانه نظام‌های تصمیم گیری وتصمیم سازی ما در زمینه استفاده از دیدگاه‌های اعضای هیأت علمی و استادان دانشگاه حلقه مفقوده ای دارد که بخشی از آن به دلیل تنگ نظری و بخشی دیگر به دلیل نگاه منفی به این قشر مغفول مانده است درحالی که اگر اعتماد به اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها از سوی این نظام‌ها صورت گیرد، آینده ای درخشان خواهیم داشت .همان طور که در بخش صنعت این اتفاق افتاده و شاهد نتایج آن هستیم و بیشتر کشورهای متمدن نیز این مسیر را طی کرده‌اند.